أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : الشيخ عباس القمي )

53

معدن الجواهر ( نزهة النواظر در ترجمه معدن الجواهر ) ( فارسى )

و طاقت آنها را ندارد يكى بنده‌اى كه سلطان شود و ديگر ناكسى كه شفاعت كند سوّم كنيزى كه ارث برد از آقاى خودش چهارم پيره زال زشتى كه زوجه كودك شود ( 1 ) گفته شده كه ملاك و قوام سلطان به چهار خصلت است از اموال مردم عفّت ورزد و نيكان را مقرّب خود كند و بر بدكاران سختى و شدّت نمايد و زبانش راستگو باشد ( 2 ) چهار چيز است كه آدم شريف نبايد از آن‌ها ننگ داشته باشد اگر چه امير باشد اوّل تواضع دوّم ايستادگى به جهت اوامر پدر خود سوّم خدمت ميهمان كردن چهارم خدمت باسب خود كردن و لو اينكه صد نفر بنده در خدمت او باشد و خدمت كردن براى عالمى كه از علم او بهره‌مند گردد ( 3 ) چهار چيز است كه نبايد خجالت كشيد از محكم كردن و مهر نمودن او به جهت گرانمايه بودن و احتياط در او و آن چهار چيز مال و جواهر و بوى خوش و دواء است ( 4 ) گفته‌اند كه ذو القرنين لوحى از طلا يافت در زير ديوار يكى از شهرها و در آن لوح چهار سطر نوشته بود سطر اوّل عجب دارم از كسى كه يقين بمرگ دارد چگونه خوش حال مىشود سطر دوّم عجب دارم از كسى كه يقين دارد به قدر چگونه محزون مىشود سطر سوّم عجب دارم از كسى كه يقين به آتش دارد چگونه خندان مىشود سطر چهارم عجب دارم از كسى كه مىبيند بيوفائى دنيا را و تقلّب او را با اهل خود چگونه مطمئن مىشود به دنيا مترجم گويد بيوفائى دنيا و تقلّب او با اهلش چندان واضح است كه محتاج ببيان نيست و هر كسى اگر مراجعه كند بطبقات مردم زمان خود